جمعى از نويسندگان ( كوشش سيد مهدى جعفرى )
منهل العطشان 165
گنجينه بهارستان ( مجموعه رساله در علوم قرآن و روايى ) ( فارسى )
شد واين مىگفت قرائت من بهتر است وآن مىگفت قرائت من بهتر است بنابر آنكه مرخّص بودند در أداء آن به ألفاظ مترادفه وهر قومي به لغت خود واز آن ذاهل « 1 » كه در عرض أخير آن رخصت برافتاد . وحذيفة اليمان كه صاحب سرّ رسول اللّه - صلّى اللّه عليه وآله وسلّم - بود در آن ميان بود واختلاف ايشان را مشاهده كرد پيش عثمان آمد وگفت يا عثمان درياب قرآن را كه من از مردم اختلافى ديدم مثل اختلاف يهود ونصارى . پس عثمان به نزد حفصة فرستاد وگفت : صحيفهها را بفرست تا ما آن را در مصاحف نقل كنيم وباز فرستيم . حفصة صحف را بفرستاد وعثمان زيد بن ثابت وعبد اللّه بن عمرو بن العاص وعبد اللّه بن الزبير وابن عبّاس « 2 » وعبد الرحمن بن حارث بن هشام را جمع كرد وگفت اين صحف را به يكجا بنويسيد ونفر قرشيّين را گفت كه هرگاه كه شما وزيد اختلاف كنيد در لفظي ، آن را به لغت قريش بنويسيد كه در عرضهء اخيره بر اين قرار گرفته . تا اختلاف كردند در كتاب التّابوت « 3 » كه آن را به هاء بنويسند يا به تاء . زيد گفت به هاء بنويسيم وقرشيان گفتند به تاء . وقضيّه را بر عثمان رفع كردند . عثمان فرمود كه به تاء بنويسند كه لسان قريش اين است . پس چون مصحف تمام شد چهار مصحف ديگر وبه قولي هفت ديگر بنوشتند وهر مصحفى را به جانبي فرستادند . يكى را به مكّه ويكى به مدينه ويكى به شام ويكى به كوفه ويكى به بصره ويكى به يمن ويكى به بحرين ويكى را خود نگاه داشت وآن را امام مىگويند . وتعدّد مصاحف از آن جهت بود كه ألفاظ مختلفه در آن هست كه در يك مصحف ممكن نيست اثبات همه مثل : وقالوا اتّخذ اللّه « 4 » با واو عاطفه وبىواو ، ووصّى وأوصى در بقره « 5 » ، ودر عمران سارعوا إلى مغفرة « 6 » بي واو وبا واو ، ودر آخر سوره وبالزّبر وبالكتاب « 7 » به اثبات باء جارّه وحذف آن ، ودر نساء ما فعلوه إلّا قليل « 8 » به رفع ونصب ، ودر مائده ويقول
--> ( 1 ) . كذا . ( 2 ) . در هيچيك از منابع موجود به اسم ابن عباس اشاره نشده است . ( 3 ) . طه / 39 . ( 4 ) . بقره / 116 . ( 5 ) . آية 132 . ( 6 ) . آية 133 . ( 7 ) . آية 184 . ( 8 ) . آية 66 .